اسم یا نام کلمهای است که توسط آن انسان، حیوان یا اشیاء را مینامند. اسم جنس دستوری مذکر یا مؤنث ندارد و برای جنسیت زیستی از واژهها مانند خروس - مرغ، شیر ماده- شیر نر استفاده میشود. اسم با دو صیغه مفرد یا جمع نوشته میشود. اسمهای مفرد علامت خاصی ندارند و اسمهای جمع با پسوند «ها» یا «ان» نشان داده میشوند
| نوع اسم | تعریف | مثال |
|---|---|---|
| اسم عام | اسمی است که بین افراد همجنس مشترک است و بر هر یک از آنها اشاره میکند. | زن، مرد، اسب، درخت |
| اسم خاص | اسمی است که بر فردی مخصوص و معین اشاره میکند. | مهرداد، شیراز، دماوند، رخش |
| اسم ذات | اسمی است که وجودش به چیز دیگری وابسته نباشد. | خانه، دیوار، باغ، بلبل |
| اسم معنی | اسمی است که وجودش به چیز دیگری وابسته است. | سفیدی، راستی، هوش، کوشش |
| اسم جمع | اسم عامی است که در ظاهر مفرد و در معنی جمع است. | دسته، طایفه، خانواده، لشکر |
| اسم معرفه | اسمی است که برای مخاطب معلوم است. | مثلاً اگر کسی به مخاطب خود بگوید: کتابها را روی میز گذاشتم. |
| اسم نکره | اسمی است که برای مخاطب معلوم و معین نیست و با یایی که به آخر اسم افزوده میشود قابل تشخیص است. | مردی را دیدم. |
| مفرد | مفرد اسمی است که بر یک شخص یا یک چیز دلالت میکند. | مرد، خانه، گربه |
| جمع | جمع اسمی است که بر دو یا بیشتر دلالت میکند. | پسران، کتابها، خوبیها، منازل |
| ساده | اسمی که یک تکواژ دارد و نمیتوان آن را به به اجزای مختلف تقسیم کرد. | دست، پا، سیب |
| مرکب | اسمی که از دو کلمه یا بیشتر ترکیب شده باشد. | کارخانه = کار + خانه |
| جامد | اسمی که از یک تکواژ ساخته شده باشد. | دیوار، درخت، سیب |
| مشتق | اسمی که با بن ماضی یا مضارع فعل فارسی ساخته میشود. | بینش = بین (بن مضارع دیدن) + -ِش |
| مشتق مرکب | اسمی که از یک یا چند کلمه مرکب و یک یا چند وند اشتقاقی تشکیل شده است. | دانش آموز = دان + -ِش + آموز |